آهاي مردم! يكي به من بگه

 

با دوست دشمن نما چه بايد كرد؟...

 

 حس عجيبي دارم. حس مي كنم تمام سلول هاي بدنم براي گريه كردن بسيج شده اند.من خيلي قشنگ نمي نويسم،نويسنده ي خلاقي نيستم اما هميشه اين عادت خوب را دارم كه دقيقا همون چيزي رو كه حس مي كنم مي نويسم.

بگذريم.

طبق معمول مي خوام با يه درد شروع كنم ، يه درد كه واسه من شده لاعلاج ؛« هيچي بدتر از اين نيست كه تو زندگيت با آدم دمدمي مزاج مواجه بشي.»

واقعا آدم دچار جنون مي شه.

به خصوص وقتي كه اون آدم جايگاه ويژه اي تو قلبت داشته باشه.

اونوقته كه ديگه بايد از همون اول فاتحه ي خودتو بخوني.

واقعا بايد چه كار كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگر بخواي همه چيز رو رها كني و بي خيال همه چيز بشي جواب قلبت ، جواب وجدانت رو چطور مي دي؟

اگه بخواي بموني و تحمل كني ، بايد صبر ايوب داشته باشي!

دوست داشتن آدمي كه يه ساعت مي گه دوستت داره و ساعتي ديگه در عمل نفرت تمام رو نشونت مي ده ، مي دوني چقدر عذاب آوره؟

نــــه، شايد درك نكني ،شايد تا به حال برات پيش نيومده باشه،پس بزار بگم چطوريه؛

فكر كن لبه ي يه پرتگاه از بند لباست آويزون شدي و هيچكس هم نيست كه كمكت كنه،ديگه تقريبا نااميد شدي، يه دفعه با يه تكان بازم كمي ميري پايين تر، ديگه پيش خودت غزل خداحافظي رو خوندي و قيد زنده بودن رو زدي،دوباره پيش خودت مي گي شايد اين بند منو نگه داره،شايد نيفتم ، شايد نميرم... همين طور كه داري دلگرم مي شي دوباره يه تكان ديگه...كمي پايين تر... باز به بالا نگاه مي كني و اميد...باز يك تكان ديگر و نااميدي...

آخرش رو نپرس كه تعريفش از طاقت من خارجه...

اصلا فكر نمي كنم نيازي باشه به آخرش فكر كني،مهم نيست در آخر چي مي شه،مهم اينه كه اون بيچاره تو اون چند دقيقه يا حتي چندلحظه چي مي كشه...اين مهمه...

شايد............ نه ، حتما با خودش فكر مي كنه كاش يا هيچوقت نمي افتاد يا يه راست مي رفت پايين...

نمي خوام بگم آدما از نظر من چند دسته هستن و از اين تقسيم بندي هاي كلي و احمقانه به كار ببرم.

مي خوام بگم اطرافيان ما يا دوستن يا دشمن يا دشمن دوست نما...

اما...

با دوست دشمن نما چه بايد كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...

                      با دوست دشمن نما چه بايد كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...       

                                         با دوست دشمن نما چه بايد كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...

 


 

نویسنده: SAMIN در ساعت موضوع | لینک ثابت